با کمی احتیاط،
زوال سنت آکادمیک در ایران

از نیمه دهه هفتاد به بعد اگر چه ما در یک بلاتکلیفی
سیاسی و اجتماعی به مدد
حضور توهم اصلاحات
به سر میبردیم ولی اتفاقی بس
مبارک و میمون
در سنت علوم انسانی ما بالاخص
در فلسفه،
ادبیات، علوم اجتماعی و
سیاسی رخ نمایان کرد که
از چند حیث قابل تأمل و تعمق
است چرا که نتایج و
اقدامات آن تا به امروز بر جای
مانده و وجود آن تا به
امروز هم ادامه یافته است.
چه زیباست به یاد آوردن تو

هامارتیای روشنفکری در ایران
تأملی در ریخت شناسی روشنفکری و مردم در ایران

ژان فرانسوا بودریار فیلسوف فقید فرانسوی که برحسب عادت همه چیز
را از لبه تیغه بس برنده نقادی منحصر به فردش می گذراند در جایی از
مجموعه آثارش(1)، شرایطی را تصور کرده و به تصویر می کشد که در
آن وضعیت، فردی لبه پرتگاه را گرفته در حال سقوط است. در چنین
شرایطی (شخص) روشنفکری در حال مشاهده فرد است. شخص از
روشنفکر استمداد و کمک می طلبد در حالی که روشنفکر مشغول تأمل
در باب مسئله سقوط فرد است. بودریار این وضعیت را تا جایی به جلو
می برد که افراد جامعه یا به تعبیری هم نوعان فرد به کمکش می آیند و
او را نجات می دهند. و در تصویر آخر ما می بینیم که صحنه پرتگاه
خالی است و هیچکس حضور ندارد اما روشنفکر هنوز به تنهایی مشغول
بررسی وضعیت و چگونگ سقوط فرد است تا راهی برای نجات وی
زمینه های پیدایش تفکر سیاسی هگل

آنچه می خوانید متن حرفهایم در نشست فلسفه سیاسی سایت
ادبی والس در خصوص زمینه یا مولفه های اولیه و تأثیر گذار در
تفکر سیاسی هگل بزرگ است.
بطوركلي کار بر روی هیچ فلسفه ای به ويژه تفکر سترگ هگل جز
با تعمق و درك تاريخ، فرهنگ، زبان، مولفه های ذهنی و سنت
آن فيلسوف امكان پذير نيست. فهم فلسفة هگل نيز جز با فهم
تاريخ و فرهنگ آلمان و زبان آلماني غیر ممکن است.
هستی و زمان

به بهانه انتشار ترجمه هستی و زمان به زمان به فارسی و از سوی
انتشارات ققنوسَ به خدمت سیاوش جمادی رسیدم. مترجم و متفکر
آزاده بزرگی که که از سر ادب و تواضع و محبت بی دریغش هیچگاه
به کودکانی چون من که تنها مشتاق فلسفه ایم نه نگفته. و متأسفانه
برخی از تنگ نظران این خصلت استاد را به حساب غرورش
می گذارند.اما جمادی ورای همه این حرف ها به کارفلسفی اشتغال
دارد َبدون هیچ چشم داشتی از کسی. و قابل توجه دوستان فرهنگی
که َسیاوش جمادی از فرط کاربر روی ترجمه هستی و زمان بسیار
خسته و تاحدودی بیمار شده بود. به امید روزی که مدعیان فرهنگ
قدر این همه زحمت را بدانند.
و به امید سلامتی و بهبودی این متفکر معاصر.