تبليغاتX
عقل افسرده
وبلاگی فلسفی، انتقادی و اجتماعی
 

      لذت فردي در سايه اخلاق عرفي

             در گفت و گو با دکتر مرتضی مردیها

                                

جان استوارت ميل يکي از تاثيرگذارترين فلاسفه در

حوزه اخلاق، اقتصاد و سياست در دوره مدرن

تفکر غرب است. ارزش و اعتبار او به حدي است

که آموزه هاي فکري و فلسفي وي امروزه مطمح

نظر بسياري از فلاسفه و شاخه هاي فکري و

فلسفي جهان غرب است. اگر چه وي براي جامعه

 فکري ايران چهره آشنايي است، اما به همان

ميزان تاثيرگذار نبوده است چراکه ترجمه آثار وي

 به فارسي هم با کندي صورت پذيرفته است. يکي

 از مهم ترين آثار وي که حدود شش سال پيش

ترجمه و چاپ شد، زندگينامه خودنوشت وي با ترجمه

 استاد فريبرز مجيدي بود. مدتي پيش کتاب فايده

 گرايي اين فيلسوف با ترجمه دکتر مرتضي مرديها

استاد دانشگاه و مترجم ترجمه و توسط نشر ني

 چاپ و روانه بازار کتاب شد. به همين بهانه گفت

وگويي با مرتضي مرديها انجام داديم تا وجوهات

ديگر فايده گرايي اخلاقي جان استوارت ميل و

تفکر اخلاقي غرب را از ايشان جويا شويم. آنچه

مي خوانيد حاصل همين گفت وگو است که بیش از

همه زحمتش را همکارم زهرا سلیمانی کشید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 20:50  توسط محمد میلانی  | 

 

  شهر، از يک مفهوم تا يک

   ابر واقعيت

              

 اگرچه مفهوم شهر واقعيتي به پهناي تاريخ

شهرنشيني بشري دارد اما بالذات هيچ گاه

در پس اين مفهوم تاريخي به پهناي عمر بشر

نهفته نيست، چراکه شهر از آن زمان که متعلق

 شناسايي بشر شد همواره به عنوان يک مفهوم

و از همه مهم تر يک مساله براي انسان و در

زندگي انسان رخ نمايان کرد. شهر و شهرنشيني

 هميشه به عنوان مساله يي بود که آدمي آرزويش

 را داشت تا آن گونه که مي خواهد از آن بهره ببرد،

 در آن زندگي کند و آن را طبق خواسته ها و

رويا هاي دروني اش بسازد و بنا کند. اما اين صورت

 مساله است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 15:23  توسط محمد میلانی  | 

 

فرد، اخلاق، سیاست

اگر اخلاق را به عنوان تاثیر گذارترین فکت انسانی در

 تقابل با دیگران و اجتماع اطراف فرد در نظر بگیریم

پس بدیهی است که اخلاق می‏تواند در عین حال به

 عنوان مهم‏ترین اصل انسانی در ارتباط‏های کلان

بشری، یعنی در یک اجتماع سیاسی یا در تقابل‏های

 موجود در سیاست‏های اجتماعی، اخلاق به عنوان

مهم‏ترین عامل نقش ایفا می‏کند. از این حیث اخلاق

می‏تواند به نوعی به دو قسم تقسیم شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 22:9  توسط محمد میلانی  | 

 
فلسفه سياست را فراموش کرده
 
 
اگر فلسفه مادر علوم باشد و فلاسفه طلايه داران و
مدعيان جامعه يي سالم باشند که در آن «حقيقت»
رويکردي تمام شمول باشد پس بايد پذيرفت که امر
تدبير منزل و سياست مدرن که افلاطون مطرح مي کرد
نه تنها امري انتزاعي نيست بلکه مي تواند نوشدارويي
 پيش از مرگ سهراب باشد. از اين رو تامل در ساختارهاي
 حزبي و نحوه اداره جامعه يي که رو به سوي سرمنزل
 مدينه يي فاضله مي رود، آن هم در دوره مدرن،
مي تواند مرهمي بر دردهاي جامعه يي در حال گذار
 همچون جامعه ما باشد. اما در اين ميان اين وظيفه
بر دوش چه کساني سنگيني مي کند؟ و به تعبيري ديگر
توده هاي جامعه و زعماي سياسي جامعه که بيشتر
جنبه هاي عملگراي سياست را مد نظر دارند، از چه
کساني بايد در کارها کمک بگيرند و بر بال کدام انديشه
 از انديشه هاي سياسي سوار شوند؛ انديشه هايي که
در بطن آموزه هاي فرهنگي، تاريخي و ديني جامعه يي
چون جامعه ما حضور داشته و متاثر از اين فضا هستند.
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 8:48  توسط محمد میلانی  | 

انسان شناسی

از یک باور تا بنیان یک علم

در گفت و گو با دکتر علی بلوکباشی

                            

انسان شناسی آیا علم مطالعه انسان است؟ چه انسانی؟

انسان اجتماعی سیاسی و یا تاریخی؟  یا انسان به مثابه

ابژه ای در برابر تیغ جراحی دکارتی؟ این ها سئوالاتی

هستند که در برابر ذهن هر جستجوگری قد علم می کنند.

و شاید در یک معنا این سئوالات به اینجا ختم شوند که با

این همه انسان چیست؟ نه انسان صرفاً از نگاه زیست

شناختی و نه صرفاً انسان از منظر شاخه های متعدد

علوم انسانی، که انسان از منظر خود انسان آنگاه که

 متعلق شناخت در همه شاخه های علوم انسانی از

فلسفه گرفته تا هنر و یا آنسان که متعلق شناخت و

شناسایی زیست شناسان قرار می گیرد تا جایی

دیگر و یا علم دیگر که هنوز کسی آن را پایه ریزی

نکرده است.این سئوالات همه به بهانه چاپ کتاب

 ارزشمند تاریخ انسان شناسی از سوی انتشارات

 گل آذین با ترجمه دکتر علی بلوک باشی بود. کتابی

 که در مقام یک دایره المعارف در باب انسان شناسی

 یک از معدود آثار ارزشمند در این شاخه از علوم انسانی

 آن هم به زبان فارسی است. کتابی که ترجمه فاخر و

در خور توجه آن هم یکرویداد مهم در زبان فارسی

 و ترجمه های علوم انسانی می تواند مطرح باشد.

از این روی بنا را بر آن گذاشتم تا گفت و گویی با دکتر

 علی بلوکباشی در باره این کتاب انجام دهم. هرچند

 که مصاحبه بیشتر ریشه ای و در باب مفاهیم کلی

در باب این شاخه از علوم انسانی است ولی گفته

های علی بلوک باشی می تواند بسیار آموزنده و قابل

 بررسی در این زمینه باشد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 16:7  توسط محمد میلانی  |