تبليغاتX
عقل افسرده

عقل افسرده

وبلاگی فلسفی، انتقادی و اجتماعی

از مجموعه فلسفه و حیات روزمره(11)

 

               خیابان شاپور- خیابان برادوی

        

 بررسی ابعاد وجودی دو خیابان به مثابه بررسی ابعاد

وجودی دو فکر، دو اندیشه و دو نوع از رویکرد به آدمی

و امر فلسفی است. تلقی من در بحث نامکان ها بر این

 است که وجوهات مختلف اندیشه های روزمره ما و نوع

 تقابل ما با تفکر غربی باید مشخص و تحلیل شود. اگر

داعیه حضور در جهان جدید را داریم، اگر معتقد به

این............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم فروردین 1389ساعت 11:20  توسط محمد میلانی  | 

از مجموعه فلسفه و حیات روزمره(10)

 

سماع در خیابان

مولانا می رقصید. صدای پتک در بازار مسگرها  و

زرکوب ها ادامه داشت و رقص مولانا هم. برای ما

که حال و احوال روحی مولانا را نمی دانیم شاید باورش

مشکل باشد که او ساعت ها در بازار و در میان صدا-

های پتکی که از هر طرف به گوش می رسید به رقص-

 خود ادامه می داد. آنگاه که وقت نماز می شد شیخ

می گفت که از نمازی به نماز دگر شویم و نماز واجب به

جای می آورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم فروردین 1389ساعت 11:2  توسط محمد میلانی  | 

از مجموعه فلسفه و حیات روزمره(9)

 

خیابان دانش

 نمای پاریس از بالای برج ایفل

بازهم خیابانی را تصور کنید که شرایط زندگی در آن

قدری متفاوت تر از شرایط کنونی زندگی خودمان باشد.

مثلاً برای خرید لوازم روزمره با سوپر مارکت محله در

وضعیت چت هستید یا لیست اقلام مورد نیازتان ایمیل 

 می کنید و ظرف چند دقیقه با یک خودروی بی سر-

نشین برایتان ارسال می شود. یا صبح لباس کار را بر

 تن می کنید و به جای اینکه از در منزل بیرون بروید با

خانواده خداحافظی کرده و به اتاق کارتان می روید تا

کار روزمره خود را در آنجا انجام دهید. کار شما از طریق

شبکه جهانی اینترنت انجام می شود و شما به عنوان

 کارمند یک شرکت بخش خصوصی.........

 

                                                                                         


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم فروردین 1389ساعت 10:49  توسط محمد میلانی  | 

علوم انسانی از حقیقت ذهنی تا واقعیتی عینی

 

علوم انسانی

از حقیقت ذهنی تا واقعیتی عینی

در گفت و گو با دکتر مقصود فراستخواه

 واقعیت این است آنقدر که بحث و تقابل بر سر سنت و

مدرنیته در جامعه ما ریشه دوانده و مطمح نظر است،

هیچکدام از مفاهیم فلسفی و اجتماعی در جامعه

امروز ما  دارای چنین صبغه ای نمی باشد. ما حتی

در بررسی های نوین اجتماعی و فلسفی مان به تنوعی

و گاهاً بی دلیل مفاهیم تلاقی سنت و مدرنیته را وارد

مباحث می کنیم. از این روی یکی از بنیان هایی که

بی دلیل مورد بی مهری و بی توجهی قرار گرفته است.

 علوم انسانی در معنای شناخت شناسی و معرفت

شناسی کلمه است. اصلی که تمام زیرساخت های

فرهنگی و فکری ما وامدار آن هستند. آن هم  در زمانه ای

که تصور می کنیم در مباحث نظری و فلسفی روبه

جلو هستیم، اینچنین علوم انسانی تا کنون دچار بی مهری

 ها و عتاب های مدعیان فرهنگ و علوم انسانی قرار

گرفته است. بگذریم، آنچه می خوانید مصاحبه ای است

با دکتر مقصود فراستخواه در باب شاکله و بنیان های

علوم انسانی در غرب و ایران. اگر چه در این بحث سعی

 شده تا بسیار پایه ای با مقوله علوم انسانی مواجه شویم

 ولی بنا بیشتر بر آن بود تا طرح بحثی اساسی و ریشه ای

در مواجه با این مقوله باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم فروردین 1389ساعت 10:27  توسط محمد میلانی  | 

از مجموعه فلسفه و حیات روزمره8

 

                         خیابان مرکزی

               

انسان در ساحت فلسفی نه تنها اصل و

معیاری برای فتح تمام قله های حقیقت و

تفکر است، بلکه این انسان است که ملاک

و معیار هر دین و آیینی است. چرا که اگر

انسانی نبود پیامبری برای سعادت بشر به

رسالت نمی رسید. اگر انسانی نبود شهر و

 جامعه ای شکل نمی گرفت و هزاران اگر

دیگر...........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 18:10  توسط محمد میلانی  |