تبليغاتX
عقل افسرده
وبلاگی فلسفی، انتقادی و اجتماعی

انسان شناسی

از یک باور تا بنیان یک علم

در گفت و گو با دکتر علی بلوکباشی

                            

انسان شناسی آیا علم مطالعه انسان است؟ چه انسانی؟

انسان اجتماعی سیاسی و یا تاریخی؟  یا انسان به مثابه

ابژه ای در برابر تیغ جراحی دکارتی؟ این ها سئوالاتی

هستند که در برابر ذهن هر جستجوگری قد علم می کنند.

و شاید در یک معنا این سئوالات به اینجا ختم شوند که با

این همه انسان چیست؟ نه انسان صرفاً از نگاه زیست

شناختی و نه صرفاً انسان از منظر شاخه های متعدد

علوم انسانی، که انسان از منظر خود انسان آنگاه که

 متعلق شناخت در همه شاخه های علوم انسانی از

فلسفه گرفته تا هنر و یا آنسان که متعلق شناخت و

شناسایی زیست شناسان قرار می گیرد تا جایی

دیگر و یا علم دیگر که هنوز کسی آن را پایه ریزی

نکرده است.این سئوالات همه به بهانه چاپ کتاب

 ارزشمند تاریخ انسان شناسی از سوی انتشارات

 گل آذین با ترجمه دکتر علی بلوک باشی بود. کتابی

 که در مقام یک دایره المعارف در باب انسان شناسی

 یک از معدود آثار ارزشمند در این شاخه از علوم انسانی

 آن هم به زبان فارسی است. کتابی که ترجمه فاخر و

در خور توجه آن هم یکرویداد مهم در زبان فارسی

 و ترجمه های علوم انسانی می تواند مطرح باشد.

از این روی بنا را بر آن گذاشتم تا گفت و گویی با دکتر

 علی بلوکباشی در باره این کتاب انجام دهم. هرچند

 که مصاحبه بیشتر ریشه ای و در باب مفاهیم کلی

در باب این شاخه از علوم انسانی است ولی گفته

های علی بلوک باشی می تواند بسیار آموزنده و قابل

 بررسی در این زمینه باشد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 16:7  توسط محمد میلانی  |