تبليغاتX
عقل افسرده
وبلاگی فلسفی، انتقادی و اجتماعی
 
فلسفه سياست را فراموش کرده
 
 
اگر فلسفه مادر علوم باشد و فلاسفه طلايه داران و
مدعيان جامعه يي سالم باشند که در آن «حقيقت»
رويکردي تمام شمول باشد پس بايد پذيرفت که امر
تدبير منزل و سياست مدرن که افلاطون مطرح مي کرد
نه تنها امري انتزاعي نيست بلکه مي تواند نوشدارويي
 پيش از مرگ سهراب باشد. از اين رو تامل در ساختارهاي
 حزبي و نحوه اداره جامعه يي که رو به سوي سرمنزل
 مدينه يي فاضله مي رود، آن هم در دوره مدرن،
مي تواند مرهمي بر دردهاي جامعه يي در حال گذار
 همچون جامعه ما باشد. اما در اين ميان اين وظيفه
بر دوش چه کساني سنگيني مي کند؟ و به تعبيري ديگر
توده هاي جامعه و زعماي سياسي جامعه که بيشتر
جنبه هاي عملگراي سياست را مد نظر دارند، از چه
کساني بايد در کارها کمک بگيرند و بر بال کدام انديشه
 از انديشه هاي سياسي سوار شوند؛ انديشه هايي که
در بطن آموزه هاي فرهنگي، تاريخي و ديني جامعه يي
چون جامعه ما حضور داشته و متاثر از اين فضا هستند.
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 8:48  توسط محمد میلانی  | 

انسان شناسی

از یک باور تا بنیان یک علم

در گفت و گو با دکتر علی بلوکباشی

                            

انسان شناسی آیا علم مطالعه انسان است؟ چه انسانی؟

انسان اجتماعی سیاسی و یا تاریخی؟  یا انسان به مثابه

ابژه ای در برابر تیغ جراحی دکارتی؟ این ها سئوالاتی

هستند که در برابر ذهن هر جستجوگری قد علم می کنند.

و شاید در یک معنا این سئوالات به اینجا ختم شوند که با

این همه انسان چیست؟ نه انسان صرفاً از نگاه زیست

شناختی و نه صرفاً انسان از منظر شاخه های متعدد

علوم انسانی، که انسان از منظر خود انسان آنگاه که

 متعلق شناخت در همه شاخه های علوم انسانی از

فلسفه گرفته تا هنر و یا آنسان که متعلق شناخت و

شناسایی زیست شناسان قرار می گیرد تا جایی

دیگر و یا علم دیگر که هنوز کسی آن را پایه ریزی

نکرده است.این سئوالات همه به بهانه چاپ کتاب

 ارزشمند تاریخ انسان شناسی از سوی انتشارات

 گل آذین با ترجمه دکتر علی بلوک باشی بود. کتابی

 که در مقام یک دایره المعارف در باب انسان شناسی

 یک از معدود آثار ارزشمند در این شاخه از علوم انسانی

 آن هم به زبان فارسی است. کتابی که ترجمه فاخر و

در خور توجه آن هم یکرویداد مهم در زبان فارسی

 و ترجمه های علوم انسانی می تواند مطرح باشد.

از این روی بنا را بر آن گذاشتم تا گفت و گویی با دکتر

 علی بلوکباشی در باره این کتاب انجام دهم. هرچند

 که مصاحبه بیشتر ریشه ای و در باب مفاهیم کلی

در باب این شاخه از علوم انسانی است ولی گفته

های علی بلوک باشی می تواند بسیار آموزنده و قابل

 بررسی در این زمینه باشد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 16:7  توسط محمد میلانی  | 

 
ديگري حامل بي معنايي است
 
در گفت و گو با فاطمه ولیانی
                                                                   

                             

اگر به اين قائل باشيم که ميشل فوکو و ژاک دريدا

از فيلسوفان تاثيرگذار قرن بيستم و نه تنها تفکر

فرانسه که ساختارهاي تفکر مدرن در جهان بودند،

 پس بايد بپذيريم که جدال فکر و مناظره هاي

فلسفي ميان اين دو نفر هم مي تواند خط مشي

 فلسفي براي انديشه هاي همجوار انديشه هاي

 آنان در جهان فکر و انديشه باشد. انتقادات و تحليل

 کتاب تاريخ جنون فوکو از سوي دريدا باعث چاپ

 کتابي با عنوان کوگيتو و تاريخ جنون شد که اگرچه

 کم حجم بود ولي بسيار تاثيرگذار مي نمود.

فاطمه ولياني مترجم کتاب هايي از جمله

افسون زدگي جديد نوشته داريوش شايگان و

تاريخ جنون اثر ميشل فوکو مدتي پيش کتاب

کوگيتو و تاريخ جنون را هم به فارسي ترجمه

کرد. او که نقش اش در باب تفکر فلسفي از حد

يک مترجم دقيق و نکته سنج آثار فلسفي فراتر

است و با اشراف بر تفکر فوکو و دريدا اقدام به

ترجمه اين کتاب کرده حرف هايي قابل تامل در

اين باره دارد. از اين رو براي بررسي مناظره فکري

 دريدا و فوکو گفت وگويي را با وي انجام داديم تا

 شايد بتوانيم وجوهات ديگر اين کتاب را براي

مخاطبان باز کرده باشيم. لازم به ذکر است اين

کتاب توسط نشر هرمس به چاپ رسيده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 15:22  توسط محمد میلانی  | 

 

 بیایید بفلسفیم

 

اگر بر آن قایل باشیم که فلسفه به طریق اولا

عبارت است از فن و راه و روش درست اندیشیدن

و درست به کار بردن اندیشه، یا به راهی دیگر،

گونه‌ای از صواب تفکر است که بشر را از رفتن به

سوی ناصواب تفکر باز می‌دارد از این روی........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 20:0  توسط محمد میلانی  | 

 

مرگ عقل مرگ بشريت

درگفت وگو با دکتر سايه ميثمي

فلسفه تحليلي به حقيقت به فلسفه يي غالب و فراگير در

 دنياي تفکر بدل شده و بسياري از مناسبات عقلي و فرآيند

 هاي علمي و از همه مهم تر فلسفي از قوانين موجود در

فلسفه تحليلي پيروي مي کنند. اما در اين ميان نسبت ما

 با فلسفه تحليلي چه نسبتي است؟ جايگاه تفکر و

فلسفه تحليلي در جامعه فکري ما چه جايگاهي است؟

 کارها و کتاب هاي اين نحله فکري در جامعه فکري ما

چه کمکي به ترويج اين فلسفه مي کند؟

گفت وگويي که مي خوانيد با دکتر سايه ميثمي مترجم،

محقق و استاد دانشگاه در اين خصوص است. وي که به

واقع از معدود فارغ التحصيلان اين رشته در ايران است به

سوالاتم در اين زمينه پاسخ داده که به گفت وگو که به

درد دل شبيه است. من که سال ها است او را مي

شناسم و با کارهايش آشنا هستم، احساس مي کنم

حرف هاي او براي جامعه آکادميک ما بايد بسيار مهم

 و جدي تلقي شود چراکه سخن او از مرگ عقل

تهديدي است که جامعه فلسفي ما در حال رفتن

به آن سمت است. پس بايد پذيرفت تامل در باب

جايگاه تفکر در جامعه جدي است و تامل در باب مرگ

 تفکر از آن جدي تر.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 17:13  توسط محمد میلانی  | 

بازانديشي در تاريخ نگاري فلسفه در ايران

در گفت و گو با کامران فانی


پس از گفت وگو با دکتر عباديان در خصوص ترجمه

 آثار هگل به زبان فارسي و استقبال مخاطبان از آن

بر آن شدم تا اين پروژه را جدي تر مورد ارزيابي و

بررسي قرار دهم. از اين رو ی سراغ کامران فاني رفتم.

او اگرچه در مطبوعات در مقام گفت وگو شونده کمتر

ظاهر مي شود اما بنده را به حضور پذيرفت. آنچه

مي خوانيد حاصل همين گفت وگو است. مي خواستم

 يک بيوگرافي کوچک از وي به مخاطبان ارائه کنم ولي

 احساس کردم باید او را در يک جمله طوري معرفي کنم

که مخاطبان علاوه بر اينکه بدانند او يک کتابدار

حرفه يي است، به عمق خدمات و کارهاي وي در

 خصوص ترجمه متون فلسفي به زبان فارسي در

 ايران پي ببرند. کافي است شما يک پروژه عظيم

فلسفي يا دانشنامه يي سترگ را بخواهيد

مديريت کنيد و به خوانندگان فارسي زبان تقديم کنيد؛

 پروژه يي که ساليان زياد کار و نيروي انساني را

درگير مي کند، از اين روی فاني يکي از معدود گزينه

 هايي است در دنياي فارسي زبان که مي تواند اين کار

را براي شما انجام بدهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 18:11  توسط محمد میلانی  | 

باز اندیشی تاریخ

 

در گفت و گو با دکتر حسینعلی نوذری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

واقعيت اين است که جامعه فکري و فلسفي ما از حيث

 وجود منابع فلسفه نظري تاريخ، فلسفه نقادي تاريخ و

فلسفه تاريخ بسيار کاستي دارد و به خاطر ندارم بيش از

دو يا سه ترجمه اثري جدي در اين باب ترجمه شده باشد.

بازانديشي تاريخ عنوان کتابي است از کيت جنکينز که

توسط دکتر حسينعلي نوذري مدتي پيش ترجمه و توسط

انتشارات آگاه روانه بازار کتاب شده است. به دليل اهميت

 موضوع و کتاب گفت وگويي را با حسينعلي نوذري در اين

خصوص انجام داديم. نوذري هيچ گاه عادت نداشته و ندارد

 در مطبوعات آن هم در مقام کسي که با او گفت وگو

 مي شود، قرار بگيرد. از اين رو گفت وگوي ما با ايشان

 که به نوعي هم کتبي و هم با شگردهاي خاص صورت

گرفت فقط به خاطر ارزش و حرمت کتاب بود.  از دکتر

نوذري کتاب هايي درباره هابرماس، مکتب فرانکفورت،

مدرنيته و پست مدرنيته به چاپ رسيده بود. آنچه مي

خوانيد گفت وگويي است درباره کتاب آخر ايشان به نام

 بازانديشي تاريخ.


 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 17:44  توسط محمد میلانی  | 

 

       پستي و بلندي ها در ترجمه آثار هگل
 
        در گفت وگو با دکتر محمود عباديان
 
                    
 
در این سالهای اخیر از هگل ترجمه هايي از سوي
 
مترجمان مختلف به چاپ رسيده است. از اين رو 
 
 قصد دارد م به ترجمه هگل در زبان فارسي بپردازم.
 
 قدم اول را با دکتر محمود عباديان آغاز کردم و به بهانه
 
دو ترجمه اخير محمود عباديان مترجم و استاد دانشگاه
 
 سراغ ايشان رفتم و سوالاتي را درباره کتاب هاي مقدمه
 
بر پديدار شناسي و زيبايي شناسي هگل با ايشان در
 
ميان گذاشتم. اما ساحت بحث به مباحث ديگر وحتي
 
افلاطون کشيده شد. آنچه مي خوانيد ماحصل همين
 
گفت وگو است.
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 11:42  توسط محمد میلانی  | 

 

اخلاق در ساحت تفکر معاصر 
 
در گفتگو با دکتر سروش دباغ 
         
                                                                  

اخيراً دو کتاب از دکتر سروش دباغ روانه بازار کتاب شده

 است که در نوع خود کتاب هاي معتبري مي تواند باشد

چراکه هم به مسائل مختلف از منظر فلسفي نگريسته

و هم توانسته جايگاهي براي اخلاق در بستر تفکر معاصر

 تفکرمان ايجاد کند. نام يکي از آنها عام و خاص است و

ديگري امر اخلاقي - امر متعالي نام دارد. به بهانه هردو

اين کتاب ها که از سوي انتشارات پارسه و ديگري هرمس

 روانه بازار کتاب شده گفت وگويي را با دکتر سروش دباغ

انجام داده ام.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 16:55  توسط محمد میلانی  | 

                         

              درباره فلسفه و سياست
 
          در گفت و گو با دکتر رضا داوری اردکانی
 
                                                    
                  
 
پيش از چاپ ويژه نامه دکتر رضا داوري اردکاني در
 
 اوايل دي ماه سال 87 درخواست مصاحبه با ايشان
 
 را براي ويژه نامه مطرح کرديم. ايشان هم پذیرفتند
 
اما قرار ملاقات و مصاحبه را به زماني پس از چاپ
 
 ويژه نامه موکول کردند. وي به عنوان يکي از
 
چهره هاي سرشناس فرهنگي و فلسفي در
 
دوره معاصر چون معتقد است در ويژه نامه سخن
 
انتقادی در باب نظراتش بسيار کم مطرح شده،
 
تمایل داشت گفت وگو ماهيتي انتقادي داشته
 
 باشد. آنچه مي خوانيد ماحصل همين گفت
 
وگوي چند ساعته انتقادي است که ميان
 
ايشان و علي عظیمی نژادان و محمد ميلاني
 
رخ داد. مصاحبه در بر گیرنده وجوهات متعدد
 
فکري ايشان و نظرات فلسفی و سیاسی
 
 ايشان در قالب اصل سنت و مدرنیته با رویکرد
 
 نقادانه است. پس از پياده شدن نوار ایشان
 
متن را مورد بازبيني قرار داد.طبعاً اين تغييرات
 
 پرسش هاي جديدي را در پي دارد که
 
اميدواريم در آينده با ايشان طرح کنيم.


 
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 19:29  توسط محمد میلانی  | 

                                 

                  بابک احمدی و سینما

                             

مطلبی را که می خوانید به پاسداشت حضور

استادبابک احمدی در سال نامه اعتماد نوشتم.

 اما نمی دانم که چرا بی دلیل بخشی از آن

سانسور شد. بگذریم لااقل پیش وجدان خودم

راضی هستم که پرت و پلا ننوشته بودم.

تصمیم هم گرفتم که عین مطلب را بگذارم .

 آنچه می خوانید متن کامل و نه سانسور

شده مطلب بابک احمدی و سینما است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 18:33  توسط محمد میلانی  | 

 
اخلاق و بيگانگی
 
 
درگفت وگو با دکتر مجيد مددی
 
 
 
به بهانه چاپ کتاب اخلاق و مارکسيسم يکي از آثار
 
کلاسيک فلسفی توسط دکتر مجيد مددي گفت وگويي
 
 با وي انجام داده ايم. دکتر مددي دکتراي خود را در
 
 رشته فلسفه از انگلستان و از دانشگاه اسکس دريافت
 
 کرده است. او در سال هاي اخير کتاب هاي متعددي
 
 را ترجمه کرده است که از آن جمله مي توان به
 
فلسفه چيست مارتين هايدگر، فلسفه و هنر از ديدگاه
 
مارکس،از خودبيگانگی انسان مدرن، اخلاق و پيشرفت
 
 اشاره کرد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 16:32  توسط محمد میلانی  | 

            دکتر داوری در ساحت تفکر معاصر

                در گفتگو با دکتر علی اصغر مصلح

                                

آنچه می خوانید گفتگویم با دکتر مصلح استاد فلسفه

دانشگاه علامه طباطبایی است. در این گفتگو سعی

کردم تا دگتر داوری را از زبان یک شاگرد و یک متأثر در

تفکر داوری جویا شوم.  یعنی دکتر داوری سوای انتقادها

و مسایل حاشیه ای، مصلح  صبورانه و مثل همیشه آرام 

 پاسخ پرسش هایم را داد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 11:41  توسط محمد میلانی  | 

 

روشنفکری و جهان پیرامون

        در گفتگو با دکتر سروش دباغ

See full size image

 

     

                 

 

 

به بهانه چاپ کتاب ما و جهان نیچه ای که مجموعه مقالات

دکتر بیژن عبدالکریمی در باب نسبت روشنفکری با جهان

پیرامون و رسالتش در برابر پرسش های اساسی جامعه

است با دکتر سروش دباغ به گفت وگو نشستم. قصدم

این بود کتاب عبدالکریمی را که هم یک دانشگاهی است

 و هم در جهان روشنفکری ما حرف های زیادی برای گفتن

 دارد را کسی نقد کند که او هم به مثابه یک دانشگاهی

و روشنفکر در جامعه ما شناخته شده است. آنچه

می خوانید نقد کتاب دکتر عبدالکریمی ازدیدگاهی تحلیلی

 است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 22:45  توسط محمد میلانی  | 

 تأمل در دیالکتیک سه جزیی

تنها راه نجات!

در گفتگو با محسن قانع بصیری

                                

اشاره: به راستی تقابل روشنفکران با جهان

پیرامون خودشان چگونه باید باشد؟ به تعبیر

دیگر روشنفکران چه رسالتی در برابر جامعه

 خود دارند. آیا روشنفکران ما دراین راستا راه

درست را انتخاب کرده اند. به بهانه چاپ کتاب

 ما و جهان نیچه ای که توانسته نکات و

مباحث جدیدی را در فضای روشنفکری جامعه

 ما ایجاد کند. برآن شدیم تا بار دیگر روشنفکران

جامعه را در باب نحوه تعامل آنها و مردم و

 همچنین نسبتشان با جامعه را مورد ارزیابی و

تعمل قرار دهیم. از این روی به به سراغ یکی

از روشنفکران و اپیستمولوژیست های جامعه

فکریایران یعنی مهندس محسن قانع بصیری

رفتیم تا گفت و گو های مان در این باب را با وی

آغاز کنیم. مهندس محسن قانع بصیری که

جامعه روشنفکری ما او را به عنوان یک فن

سالار تمام عیار و یک روشنفکر می شناسدبه

سئوالات ما از این منظر پاسخ گفت.آنچه

می خوانید مشروح این گفت و گو است.   

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 8:16  توسط محمد میلانی  | 

گزارش بزرگداشت مقام دکتر رضا داوری اردکانی

پاسداشت نیم قرن معلمی

 

از شلوغی خیابان ولیعصر تقاطع جمهوری که می‌گذری آن هم راسته

 لباس فروش‌ها که اگر دیر وقت هم اگر از آنجا تردد کنی صدای خودت

 را هم نمی‌شنوی، و به خیابان نوفل لوشتا برسی، به ساحت امن

انجمن حکمت و فلسفه ایران می‌رسی که به طرز باور نکردنی دیگر

 از آن همه شلوغی مفتضح شهری خبری نیست. انجمنی که شاید

دیر سالی است به مدد عدم توجه به بارگاه فلسفه تبدیل شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 16:59  توسط محمد میلانی  | 

 

                              با کمی احتیاط،

 

           زوال سنت آکادمیک در ایران

 

                  

                

 

 

از نیمه دهه هفتاد به بعد اگر چه ما در یک بلاتکلیفی

 

سیاسی و اجتماعی به مدد 

 

حضور توهم اصلاحات

 

به سر می‌بردیم ولی اتفاقی بس

 

مبارک  و میمون

 

در سنت علوم انسانی ما بالاخص

 

 در فلسفه،

 

ادبیات، علوم اجتماعی و

 

سیاسی رخ نمایان کرد که

 

از چند حیث قابل تأمل و تعمق

 

است چرا که نتایج و

 

اقدامات آن تا به امروز بر جای

 

مانده و وجود آن  تا به

 

امروز هم ادامه یافته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 16:54  توسط محمد میلانی  | 

 

 

زمینه های پیدایش تفکر سیاسی هگل

 

 

 

 

آنچه می خوانید متن حرفهایم در نشست فلسفه سیاسی سایت

 

ادبی والس در خصوص زمینه یا مولفه های اولیه و تأثیر گذار در

 

تفکر سیاسی هگل بزرگ است.

 

 بطوركلي کار بر روی هیچ فلسفه ای به ويژه تفکر سترگ هگل جز          

 

با تعمق و درك تاريخ، فرهنگ، زبان، مولفه های ذهنی و سنت

 

آن فيلسوف امكان پذير نيست. فهم فلسفة هگل نيز جز با فهم

 

تاريخ و فرهنگ آلمان و زبان آلماني غیر ممکن است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 19:27  توسط محمد میلانی  | 

         هستی و زمان

              

               در گفتگو با سیاوش جمادی  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به بهانه انتشار ترجمه هستی و زمان به زمان به فارسی و از سوی

 

 انتشارات ققنوسَ به خدمت سیاوش جمادی رسیدم. مترجم و متفکر

 

 آزاده بزرگی که که از سر ادب و تواضع و محبت بی دریغش هیچگاه

 

 به کودکانی چون من که تنها مشتاق فلسفه ایم نه نگفته. و متأسفانه

 

برخی از تنگ نظران این خصلت استاد را به حساب غرورش

 

می گذارند.اما جمادی ورای همه این حرف ها به کارفلسفی اشتغال

 

دارد َبدون هیچ چشم داشتی از کسی. و قابل توجه دوستان فرهنگی

 

 که َسیاوش جمادی از فرط کاربر روی  ترجمه هستی و زمان بسیار

 

خسته و تاحدودی بیمار شده بود.  به امید روزی که مدعیان فرهنگ

 

 قدر این همه زحمت را بدانند.

 

 

و به امید سلامتی و بهبودی این متفکر معاصر. 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 18:3  توسط محمد میلانی  | 

 

 

                        کدام مخاطب!

               در گفتگو با دکتر محمد رجبی 

            همياري و همكاري خود و كشور هاي عضو سازمان همكاري هاي اقتصادي اكو را اعلام نمود              

 

                                 

 

 

محمد رجبی را 9 سال بود ندیده بودم. وقتی به مناسبت چاپ ویژه نامه فردید به دفتر

  کارش رفتم تا در این خصوص با هم گفتگو کنیم. خیلی زود به فضای همان سال ها

  رفتیم و گفتگوی ما نه تنها گفتگو که تبدیل به درد دل هم شد. خیلی حرف برای

 گفتن داشت و نکاتی را برایم گفت که از فرط تعجب فقط سکوت می کردم. رجبی

 خواست که آنها را باز گو نکنم و من هم رعایت امانت کردم. اما باز هم دلم برای فرهنگ

 و فلسفه این مملکت سوخت . امیدوارم روزی بیاید که بتوانم همه گفته های او را بازگو کنم.

 تا معلوم شود چه بر سر تفکر مرحوم فردید در این جامعه آمده است و چه خیانت هایی که

 به آن پیر مرد و شاگردانش نشده است. آنچه می خوانید درد دل دکتر رجبی رییس موسسه

 فرهنگی اکو با بنده در بعد از ظهر یکی از روزهای ماه رمضان است. 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 13:34  توسط محمد میلانی  | 

 

فیلسو فی دور و نزدیک

 

 

 

    آنچه می خوانید گفتگویی است با دکتر  پرویز ضیاء شهابی یکی از اساتید فلسفه و از هایدگر

 

    شناسان تاثیر گذار ایرانی است در باب تفکر و ویژگیهای   شش دکتر فردید. چرا که وی سال ها در نزد

 

    ایشان فلسفه آموخته و از تفکر او  تاثیرات بسیاری پذیرفته است. از این روی شاید این

    

     مصاحبه از دید شهابی ادای دینی بسیار ناچیز در حق استاد باشد.پرویز ضیاء شهابی

 

   به سال 1322 به دنیا آمد . در دانشگاه های تهران و فرایبورگ فلسفه خواند .

 

    ازمهر 1352 تا مهر 1382 در دانشگاه فردوسی مشهد در مقام استاد فلسفه

      

       به مدت سی سال تدریس فلسفه کرده و  پس از بازنشستگی و عزیمت به

 

       تهران به عضویت هیأت علمی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد در آمد و

 

         هم اکنون در همانجا به تدریس اشتغال دارد.این مصاحبه را برای ماهنامه

 

      خردنامه تهیه کردم و استاد هم از سر لطف با بنده سر میز مصاحبه نشست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 14:8  توسط محمد میلانی  | 

 

فوکو فیلسوفی شبیه همه و هیچکس

 

تاملی  در انسان شناسی فوکو

 

 

 

 

مقدمه: سخن ازفلسفه پست مدرن، بنیانها و همچنین شالوده اینگونه ازتفکر است. مقوله

 

ای که همپای شاکله سایر نحله های فلسفی که امروزه مطمح نظر خود را، انسان و مفاهیم

 

پیرامون آن قرار داده اند، رخ می نمایاند. انسان در تفکر پست مدرن، سیاست، پست

 

مدرنیته، هنر پست مدرن، ادبیات پست مدرن، جهان ارتباطات و دنیای پست مدرن و .... .

 

در نتیجه اگر خواستار آن باشیم که تعریف خاصی از این مقوله ارائه دهیم شاید به تعریفی

 

روشن و مطمئن آنطور که از دوره و فلسفه کلاسیک یا مدرن ارائه می دهیم، نرسیم. چرا که

 

پست مدرنیسم در قالب خود سنت و نحله فکری تحریک کننده و در عین حال بی راه

 

کننده ای است. (هم در معنای سلبی و هم در معنای ایجابی کلمه)و به تعبیری می توان

 

گفت: که پست مدرنها، در یک فرایند تغییر تمام عیار، نسبت به دوران مدرن قرار دارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 12:5  توسط محمد میلانی  | 

حزب به مثابه ساختار

 

تاملی در ریخت شناسی احزاب ایرانی

 

مقدمه: سال 83 وقتی این مطلب در روزنامه شرق به چاپ رسید هرکدام از دوستان که از راه رسیدند متلک جانانه ای حواله ما کردند که: مفت نمی ارزد،بیشتر مطالعه کن جوان، ماکه هیچی نفهمیدیم و امثالهم. بگذریم ، چیزی که از آن روز تاکنون اصلا تغییری نکرده ساختار حزبی احزاب ما است. به خاطر همین تصور می کنم آن مقاله با مقداری تغییر هنوز هم مصداق عینی کارکرد احزاب ما در زمان کنونی باشد.

 

درجوامع مدرن وقتی که صحبت از حزب  به ميان مى آيد، تصويرى كه در اذهان عمومى شكل مى گيرد، ساحتى كاملاً متفاوت و متغاير با آن ماهيتى دارد كه نزد ما ايرانيان ملاك است. در اين جوامع به دليل وجود بافت منسجم در رگه ها و اجزاى تفكرات سياسى (كه در سنت اروپايى قدمتش به افلاطون و فلسفه سياسى او و در دوره مدرن به انديشه هاى جان لاك و هابز در حوزه تفكر انگلوساكسون و ايمانوئل كانت، هگل و بعدها ماركس بازمى گردد) تلقى و برداشت از مقوله احزاب و از آن مهمتر ميزان و نحوه مطالبات و خواسته هاى فرد (Person) از ساختارها و شاكله هاى سياسى در قالب و بستر يك سامان سياسى كه همان حكومت مطلوب مردمى است كاملاً متفاوت از تصوير ما ايرانيان جلوه مى نمايد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 8:55  توسط محمد میلانی  | 

 

در گفت‌وگو با سياوش جمادي

 

هايدگر و نازيسم

 

 

مارتين هايدگر فيلسوف بزرگ معاصر به علت وسعت تفكر و اقداماتش هميشه در بوته ی نقد بسياري از متفكران و صاحب‌نظران قرار گرفته است. بعضي اصالت اصلي را به تفكرش داده‌اند و برخي اقداماتش در جهت حمايت از هيتلر و نازيسم را سرلوحهء كار خود قرار داده‌اند اما همهء مساله اين هست و اين نيست.چه بسا بسياري، هم به تفكرش با ديد احترام نگريسته‌اند و نقد كرده‌اند و هم اعمال و اقداماتش را فراموش نكرده‌اند. دستهء سوم شايد بسيار منصفانه‌تر باشد. كارل ياسپرس و ميگل دبستگي در حق هايدگر گفته‌اند كه عمل و نظر متفكر را نمي‌توان جدا از هم دانست و چه بسا بايد ريشه‌هاي اعمال هايدگر را در افكار و تفكر او جست‌وجو كرد.سياوش جمادي مترجم كتاب هايدگر و سياست نوشته ميگل دبستگي،در گفت‌وگوي حاضر به تشريح اين موضوع مي‌پردازد.این گفتگو را مدتها پیش با سیاوش خوان کردم و یک بار هم در روزنامه سرمایه به چاپ رسیده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 13:57  توسط محمد میلانی  | 

شرمنده از پيتزا پپروني آقايان!

 

نقدي بر مقاله‌ي شرمنده از قورمه‌سبزي ليبراليسم

 

اشاره: روزی که این مطلب را به نیت و سفارش علیرضا کرمانی عزیزم برای ماهنامه نامه نوشتم، جو طوری بود که همه باید مدافع اکبرآقا می بودیم و احیانا هیچ مطلب تندی هم درباره نظرات وی نمی نوشتیم، القصه مطلب من هم چاپ نشد و مجید تولایی عزیزم منو مجاب کرد که بی خیال. بگذریم. الان که فرصتی به دست داد عین مطلب را نقل می کنم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 10:3  توسط محمد میلانی  | 

پرسش به‌مثابه مسأله

محمد ميلاني ‌ ‌
1پرسش از ماهيت يك مسأله يا يك پديده، صرفاً پاسخ‌هايي سلبي و ايجابي را شامل مي‌گردد. آن‌گاه كه در هر مسأله يا پديده‌اي با يك پرسش مواجه مي‌شود، فرد به‌عنوان فاعل شناسا در پي معلوم‌شدن نكته‌اي مجهول يا علت يك فرايند از معلول‌هاي عيني يا ذهني بر مي‌آيد. امّا آن‌گاه كه پرسش متكثر يا متعدد به يك سمت و جهت سوق پيداكند، به‌اين معنا كه ايراد پاسخ‌هاي سلبي يا ايجابي ذات ذهن شخص متفكر يا فاعل شناسا را ارضا نكند، آن‌گاه پرسش از ذات‌ماهوي خود بيرون آمده و به‌تعبيري مسأله مي‌شود و ديگر نمي‌توان از زير يوغ مسأله با پاسخ‌هاي سلبي يا ايجابي، مثبت يا منفي خارج شد؛ از اين‌روي بايد فاعل شناسا در جواب مسأله‌ي خود قانع و يا به ارضاء ذهني و فكري برسد. ‌ ‌
حال اگر با اين مدل فكري بخواهيم به جريان‌هاي روشن‌فكري ديني، بومي يا لاييك و سكولار نگاه كنيم، اين‌طور به‌نظر مي‌رسد كه اين جريان‌ها به‌واقع در قبال ايراد مسأله با چالش‌هاي جدي درگير مي‌شوند كه اين‌را ذات تاريخي مفهوم مسأله در طول زمان نشان داده است. از اين‌روي احساس مي‌شود اين جريان‌هاي فكري در جامعه‌ي ما با مسايلي مواجه هستند كه پاسخ يا پاسخ‌هاي فكري به آن‌ها در اين دوره و ضرورت آن، از حيث تاريخي بيش ‌از هميشه رخ مي‌نمايد. به‌راستي پاسخ جريان‌هاي فكري مذكور به اين مسايل چيست؟ آيا زمان آن فرا نرسيده كه جريان‌هاي فكري براي شرط دوام خود فرايندهاي فكري‌شان را در تقابل با اجتماع و مسايل مطروحه به چالش و نقد گذارند؟
- چه الزامي براي حضور انديشمندان و روشن‌فكران در صحنه‌ي سياست و جامعه وجود‌دارد؟
جريان‌هاي لاييك و مناديان جدايي دين از سياست چه شاكله يا مدلي را براي ايجاد تركيب يك حكومت سكولار در جامعه‌اي با اكثريت دين‌دار دارند؟
- از سوي ديگر، جريان روشن‌فكري ديني چه دلايل تاريخي و سندي را به‌منظور عدم تطابق معيارهاي سكولار در يك جامعه‌‌ي ديني ارايه مي‌دهند؟ و جريان‌هاي لاييك و سكولار كدام مباني را در ارتقاي فهم سكولار از دين و جامعه در يك جامعه‌ي اكثري دين‌دار ارايه مي‌دهند؟
- جريان روشن‌فكري ديني به‌چه معيار و ضابطه‌اي ميان دين در مفهوم قديم و دين در مفهوم جديد تفارق قايل است؟ يا آن‌كه روشن‌فكران ديني چه مدلي براي تعامل دين و دنياي مدرن ارايه مي‌دهند؟ آيا دين از اين حيث يك مدل معيشتي در جامعه‌ي كاملاً معيشتي با هنجارهاي خاص خودش است؛ يا دين همچنان منادي تعالي و خلوص انسان در دنياي مدرن است؟ روشن‌فكران جديد ديني يا فلاسفه‌ي مسلمان در قبال اين مفهوم مطروحه كه "راز انحطاط و عقب‌افتادگي سنت‌ما در دنياي مدرن چيست"؛ چه پاسخي دارند؟ و سكوت روشن‌فكران سنتي ما در اين‌باره با چه پاسخي شكسته خواهد‌شد؟ آيا روشن‌فكران سكولار و لاييك با اذعان به ادعاهايشان و روشن‌فكران سنتي اعم از ديني و ملي يا تركيب اين‌ها با هم بامدل‌هاي ذهني‌ِ‌شان، مي‌توانند تصويري از يك آينده‌ي فرهنگي كه حركت روبه‌جلو دارد ارايه نمايند. آيا در اين مدل طرح‌شده، تك‌صدايي مفهومي غالب است يا همچون دنيا ماهيتي چندگانه به‌خود مي‌گيرد.
آيا تئوري اصناف دين‌داري با قاعده وضابطه‌هاي ديني با دين‌داريِ فقرا و محرومان تطابق دارد؟ در مفهوم كلي‌تر آيا روشن‌فكران ديني و سكولار داراي آن قابليت اقتصادي در مفهوم تئوريك كلمه هستند كه بتوانند مدلي معيشتي براي زندگي اقتصادي مردم طرح‌ريزي بكنند؟ آيا در جريان‌هاي موجود، فكر و منطق حرف اول را مي‌زند يا همچنان اقتصاد سيطره بر تفكر جامعه دارد؟ روشن‌فكري ديني يا مدافعان سكولاريزه‌شدن، هركدام براي ترويج استوارمند تفكر خود در بستر اجتماعي به چه ابزاري مي‌بايست متوسل شوند؟
‌آيا جريان‌هاي عمومي فكري و روشن‌فكري در برابر اين پرسش كه چه نكات مشترك و مفاهيم اشتراكي با ساير جريان‌هاي فكري دارند، پاسخي دارند؟ آيا به نكات و وجوهات مشترك ميان خود بها مي‌دهند؟
آيا جامعه براي جريان‌هاي روشن‌فكري، عرصه‌ا‌ي مبتني بر جدال‌هاي اجتماعي يا موضع‌گيري‌هاي سياسي ايجاد مي‌نمايد يا اين‌كه روشن‌فكران بايد اين فضا را در جامعه و بالطبع در افكار عمومي مردمي ايجاد نمايند؟ اگر پاسخ مثبت است، اِلِمان‌هاي موصوف كدامند و اگر پاسخ منفي است، جريان‌هاي فكري و اجتماعي لاييك و ديني چه نمودها و مدل‌هاي اجتماعي ديگري بر تأكيد اين مفهوم و ادله‌ي اين فرضيه در نظر مي‌گيرند؟
صورت‌هاي اجتماعي چه‌قدر براي ترويج و اشاعه‌ي قاعده‌ها و تفكرات روشن‌فكري لازم و مفيدند؟ آيا استفاده از مردم در پيش‌بُرد اهداف روشن‌فكري، گونه‌اي ابزار و وسيله محسوب مي‌شود يا در اين ميان ذهن مردم است كه بايد به مثابه يك فكر روشن ارتقا يابد؟ آيا جريان‌هاي روشن‌فكري در باب پاسخ به اين مفهوم به اذهان خود رجوع مي‌كنند يا فرآيندهاي فكري و عملكردهاي خود را يادآور مي‌شوند؟
اگر بنا باشد كه در باب تعمق و تعقل در باب نحله‌هاي فكري در ايران صرفاً طرح مسأله كرد، به‌واقع بايد گفت: كه عملكرد جريان روشن‌فكري در ايران عموماً طرح مسأله است و جز اين نيست. آيا براي پاسخ به‌همين موضوع جريان‌هاي فكري ادله‌هاي قابل قبولي دارند؟ يا صرفاً به طرح مسأله‌اي مبهم و دو پهلو مي‌پردازند و آيا اين كار پاسخ نيازهاي جامعه را مي‌دهد؟
‌در اين مقال نه‌‌صرفاً موضع‌گيري كه سعي بر آن است تا جريان‌هاي فكري بتوانند در يك فضاي بي‌غرض به تبادل و تعالي همديگر بپردازند، چرا‌كه ذات تعقل همچون نيازهاي غريزي محدوديت‌بردار نيست. تفكر تا سيراب نشود و مجهولي برايش معلوم نشود، همچنان در مدل پرسشي و منظر انتقادي خود باقي مي‌ماند؛ و اگر اقناع نشود، چه‌بسا كه راهي باطل و بي‌ثمر را طي كند. ديگر اين‌كه مي‌توان گفت جريان‌هاي روشن‌فكري در ايران به‌يك بن‌بست معرفتي و عقيدتي در برابر عينيت‌هاي اجتماعي وسايل موجود رسيده‌اند؛ اين خود مي‌تواند يك سؤال باشد. آيا جريان‌هاي روشن‌فكري پاسخي براي اين سؤال دارند؟ آيا اين يك سؤال است يا يك مسأله؟ علاوه بر اين در هر دوره‌ي تاريخي به مسايل موجود هر دوره پرسش‌ها و مسايل متعددي نيز افزوده مي‌شود. حال با فرض اين مسأله (سواي نقد مسأله‌ي مذكور) آيا جريان‌هاي روشن‌فكري بالاخص روشن‌فكري ديني و لاييك، براي پرسش‌ها و مسايل مطروحه‌ي ذيل، آن‌هم از ديدگاهي كاملاً معرفتي پاسخ درخور تعمقي دارند؟
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 17:50  توسط محمد میلانی  | 

روشن‌فكري ديني‌
ناسازه‌ي سوژه‌ي انقلابي و سوژه‌ي معرفت‌انديش
گفت‌و‌گو با دكترمحمدجواد غلامرضاكاشي

محمد ميلاني

اشاره: جريان روشن‌فكري ديني ايران در دو دهه‌ي اخير با چالش‌ها و فرازونشيب‌هاي فراواني رو‌به‌رو شده است. خواه اين چالش‌ها حركت‌هايي روبه‌جلو باشد و خواه گونه‌اي پس‌رفت معرفتي و عملكردي را در كارنامه‌ي جريان روشن‌فكري ديني به‌همراه داشته باشد. ماهيت اين بحران يا به‌تعبيري موقعيت خاص وقتي بيش‌تر رخ مي‌نماياند كه احساس‌كنيم جامعه با يك خلاC فكري منسجم و غني در حوزه‌ي انديشه و معرفت ديني و چه‌بسا عملكرد اجتماعي، فرهنگي و سياسي مواجه باشد. ازاين‌روي احساس مي‌شود عرصه، عرصه‌ي عمل است و زمان پشت ميز نشستن‌ها و مدام تئوري و نظريه نوشتن‌ها به سرآمده باشد؛ چراكه جامعه نيازمند و متوقع است، فلاسفه‌ي متفكر بايد ميز و نيمكت‌ها را رهاكنند و به‌فكر راه‌كارهاي جدي براي متعلق شناسايي خودشان يعني انسان، اجتماع و دين باشند. از سوي ديگر روشن‌فكران ديني بايد مدام خود را بازخواني و نقادي كنند تا بتوانند مدعي آن باشند كه در جامعه‌ي ديني و دين‌دار هنوز مي‌توانند زمينه‌ساز تحولاتي بس عظيم باشند. راهي بس سخت و طولاني است و اين ميسر نخواهد شد مگر آن‌كه ساير جريان‌هاي فكري هم به خانه‌تكاني اساسي دست بزنند تا در سال‌هاي آينده از آن‌ها جُز نامي در كتاب‌هاي تاريخ يا در حافظه‌ي بلندمدت كهن‌سالان جامعه چيزي باقي نمانده باشد. اگر غير از اين باشد، بايد ديد كه در آينده‌اي نه‌چندان دور، زنگ‌ها براي كه به‌صدا درمي‌آيند. در "نامه" بنا را بر آن گذاشته‌ايم كه اين‌بار نقد جدي و شايسته‌اي از روشن‌فكري ديني در ايران ارايه دهيم و با نشست‌هايي كه با اصحاب فكر و قلم در اين زمينه داريم، بتوانيم هم وظيفه‌اي انجام داده باشيم و هم بتوانيم ولو اندك تأثيرگذار و تأمل‌برانگيز باشيم. اميد آن‌كه بتوانيم. ‌ ‌
از اين‌روي در ابتداي كار، تحولات روشن‌فكري در ايران را از حيث معرفتي و سياسي بالاخص در دو دهه‌ي اخير با جناب دكتر محمدجواد غلامرضاكاشي پژوهش‌گر و استاد دانشگاه مورد ارزيابي و نقادي قرار داده‌ايم. آن‌چه در پي مي‌خوانيد، گفت‌وگوي ما با ايشان درباره‌ي اين موضوع است. ‌ ‌


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 17:37  توسط محمد میلانی  | 

 شريعتي؛ شاه‌بيت انديشه‌ي ايراني
گفت‌وگو با تقي رحماني

محمد ميلاني
اشاره: گفت‌وگو با تقي رحماني را با اين نقل قول تمام‌كردم؛ و چون احساس‌كردم كه شايد خيلي ارزشمند باشد، ترجيح دادم آن‌را در ابتداي مصاحبه بياورم. محمد‌حسين ملاير مدير‌مسؤول و سردبير ماهنامه‌ي "فكر نو" كه متأسفانه مثل خيلي از نشريات ارزشمند ديگر روشن‌فكري اين مرزوبوم، مشكلات امانش را بريد، در شماره‌ي اول (دي‌ماه 77) از ديدارش با دكتر علي شريعتي در زندان در سرمقاله‌اش نوشت كه وقتي دوست ماركسيست ما به شريعتي گفت كه شما با سخنراني‌هاي خود سوپاپ اطمينان رژيم شاه مي‌شويد. دكتر پُكي به سيگارش زد و گفت: "تو از فقر تاريخي روشن‌فكري غافلي، روشن‌فكر ما بيش‌تر از هرچيز به دانستن و خوب فكر كردن نياز دارد. بي‌راهه نرو"!
آري! به‌راستي اگر اين كلام دكتر درك مي‌شد. ما هم امروز ضرورت احساس نمي‌كرديم كه در سرويس انديشه‌ي ماهنامه‌ي "نامه" جريان نقد روشن‌فكري به‌راه بيندازيم و به مسايلي خيلي متفاوت‌تر مي‌پرداختيم.
بگذريم! آن‌چه مي‌خوانيد گفت‌وگويي است با تقي رحماني در باب تفكر شادروان شريعتي به مناسبت سالگرد وفاتش. آن‌چه فكر مي‌كنم اين گفت‌وگو را زيبا كرده، ديدگاه تقی عزیزم  از منظري انتقادي و منصفانه است.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 17:33  توسط محمد میلانی  | 


 روشن‌فكري ديني و سنت علمي در ايران
گفت‌وگو با استاد مصطفي ملكيان

محمد ميلاني
اشاره: مصطفي ملكيان نسبت به چند سال‌گذشته هيچ تغييري در وجوهات اخلاقي نكرده است؛ همچنان آرام با نگاه‌هاي عميق، تمركز قبل از اداي سخن و همان تبسم زيبا و از همه مهم‌تر اين‌كه هنوز هم مايل نيست تصويري از وي در مصاحبه‌ها نشان داده شود.
آن‌چه مي‌خوانيد گفت‌وگوي مفصلي است با ايشان درخصوص سنت علمي و تأثير آن در روشن‌فكري ما كه مصطفي ملكيان بسيار دقيق و موشكافانه، آراي خودش را هم در لابه‌لاي مصاحبه نقد كرده است.این هم یکی از مصاحبه های من در باب نقد روشنفکری معاصر بودکه با استاد بزرگوارم مصطفی ملکیان در نشریه نامه به گفتگو نشسته بودم که تصور می کنم هنوز هم حرف هایی برای مطرح شدن دارد.


پي‌نوشت:

1. لودويگ ويتگنشتاين متفكر زبان و زمان، به كوشش محمد ميلاني بناب، انتشارات مهرنيوشا و مركز گفت‌وگوي تمدن‌ها‌، ص 179/ 180 چاپ اول 1384

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 17:28  توسط محمد میلانی  |