لذت فردي در سايه اخلاق عرفي
در گفت و گو با دکتر مرتضی مردیها
جان استوارت ميل يکي از تاثيرگذارترين فلاسفه در
حوزه اخلاق، اقتصاد و سياست در دوره مدرن
تفکر غرب است. ارزش و اعتبار او به حدي است
که آموزه هاي فکري و فلسفي وي امروزه مطمح
نظر بسياري از فلاسفه و شاخه هاي فکري و
فلسفي جهان غرب است. اگر چه وي براي جامعه
فکري ايران چهره آشنايي است، اما به همان
ميزان تاثيرگذار نبوده است چراکه ترجمه آثار وي
به فارسي هم با کندي صورت پذيرفته است. يکي
از مهم ترين آثار وي که حدود شش سال پيش
ترجمه و چاپ شد، زندگينامه خودنوشت وي با ترجمه
استاد فريبرز مجيدي بود. مدتي پيش کتاب فايده
گرايي اين فيلسوف با ترجمه دکتر مرتضي مرديها
استاد دانشگاه و مترجم ترجمه و توسط نشر ني
چاپ و روانه بازار کتاب شد. به همين بهانه گفت
وگويي با مرتضي مرديها انجام داديم تا وجوهات
ديگر فايده گرايي اخلاقي جان استوارت ميل و
تفکر اخلاقي غرب را از ايشان جويا شويم. آنچه
مي خوانيد حاصل همين گفت وگو است که بیش از
همه زحمتش را همکارم زهرا سلیمانی کشید.
فرد، اخلاق، سیاست

اگر اخلاق را به عنوان تاثیر گذارترین فکت انسانی در
تقابل با دیگران و اجتماع اطراف فرد در نظر بگیریم
پس بدیهی است که اخلاق میتواند در عین حال به
عنوان مهمترین اصل انسانی در ارتباطهای کلان
بشری، یعنی در یک اجتماع سیاسی یا در تقابلهای
موجود در سیاستهای اجتماعی، اخلاق به عنوان
مهمترین عامل نقش ایفا میکند. از این حیث اخلاق
میتواند به نوعی به دو قسم تقسیم شود.

انسان شناسی
از یک باور تا بنیان یک علم
در گفت و گو با دکتر علی بلوکباشی

انسان شناسی آیا علم مطالعه انسان است؟ چه انسانی؟
انسان اجتماعی سیاسی و یا تاریخی؟ یا انسان به مثابه
ابژه ای در برابر تیغ جراحی دکارتی؟ این ها سئوالاتی
هستند که در برابر ذهن هر جستجوگری قد علم می کنند.
و شاید در یک معنا این سئوالات به اینجا ختم شوند که با
این همه انسان چیست؟ نه انسان صرفاً از نگاه زیست
شناختی و نه صرفاً انسان از منظر شاخه های متعدد
علوم انسانی، که انسان از منظر خود انسان آنگاه که
متعلق شناخت در همه شاخه های علوم انسانی از
فلسفه گرفته تا هنر و یا آنسان که متعلق شناخت و
شناسایی زیست شناسان قرار می گیرد تا جایی
دیگر و یا علم دیگر که هنوز کسی آن را پایه ریزی
نکرده است.این سئوالات همه به بهانه چاپ کتاب
ارزشمند تاریخ انسان شناسی از سوی انتشارات
گل آذین با ترجمه دکتر علی بلوک باشی بود. کتابی
که در مقام یک دایره المعارف در باب انسان شناسی
یک از معدود آثار ارزشمند در این شاخه از علوم انسانی
آن هم به زبان فارسی است. کتابی که ترجمه فاخر و
در خور توجه آن هم یکرویداد مهم در زبان فارسی
و ترجمه های علوم انسانی می تواند مطرح باشد.
از این روی بنا را بر آن گذاشتم تا گفت و گویی با دکتر
علی بلوکباشی در باره این کتاب انجام دهم. هرچند
که مصاحبه بیشتر ریشه ای و در باب مفاهیم کلی
در باب این شاخه از علوم انسانی است ولی گفته
های علی بلوک باشی می تواند بسیار آموزنده و قابل
بررسی در این زمینه باشد.

اگر به اين قائل باشيم که ميشل فوکو و ژاک دريدا
از فيلسوفان تاثيرگذار قرن بيستم و نه تنها تفکر
فرانسه که ساختارهاي تفکر مدرن در جهان بودند،
پس بايد بپذيريم که جدال فکر و مناظره هاي
فلسفي ميان اين دو نفر هم مي تواند خط مشي
فلسفي براي انديشه هاي همجوار انديشه هاي
آنان در جهان فکر و انديشه باشد. انتقادات و تحليل
کتاب تاريخ جنون فوکو از سوي دريدا باعث چاپ
کتابي با عنوان کوگيتو و تاريخ جنون شد که اگرچه
کم حجم بود ولي بسيار تاثيرگذار مي نمود.
فاطمه ولياني مترجم کتاب هايي از جمله
افسون زدگي جديد نوشته داريوش شايگان و
تاريخ جنون اثر ميشل فوکو مدتي پيش کتاب
کوگيتو و تاريخ جنون را هم به فارسي ترجمه
کرد. او که نقش اش در باب تفکر فلسفي از حد
يک مترجم دقيق و نکته سنج آثار فلسفي فراتر
است و با اشراف بر تفکر فوکو و دريدا اقدام به
ترجمه اين کتاب کرده حرف هايي قابل تامل در
اين باره دارد. از اين رو براي بررسي مناظره فکري
دريدا و فوکو گفت وگويي را با وي انجام داديم تا
شايد بتوانيم وجوهات ديگر اين کتاب را براي
مخاطبان باز کرده باشيم. لازم به ذکر است اين
کتاب توسط نشر هرمس به چاپ رسيده است.
بیایید بفلسفیم
اگر بر آن قایل باشیم که فلسفه به طریق اولا
عبارت است از فن و راه و روش درست اندیشیدن
و درست به کار بردن اندیشه، یا به راهی دیگر،
گونهای از صواب تفکر است که بشر را از رفتن به
سوی ناصواب تفکر باز میدارد از این روی........
درگفت وگو با دکتر سايه ميثمي

فلسفه تحليلي به حقيقت به فلسفه يي غالب و فراگير در
دنياي تفکر بدل شده و بسياري از مناسبات عقلي و فرآيند
هاي علمي و از همه مهم تر فلسفي از قوانين موجود در
فلسفه تحليلي پيروي مي کنند. اما در اين ميان نسبت ما
با فلسفه تحليلي چه نسبتي است؟ جايگاه تفکر و
فلسفه تحليلي در جامعه فکري ما چه جايگاهي است؟
کارها و کتاب هاي اين نحله فکري در جامعه فکري ما
چه کمکي به ترويج اين فلسفه مي کند؟
گفت وگويي که مي خوانيد با دکتر سايه ميثمي مترجم،
محقق و استاد دانشگاه در اين خصوص است. وي که به
واقع از معدود فارغ التحصيلان اين رشته در ايران است به
سوالاتم در اين زمينه پاسخ داده که به گفت وگو که به
درد دل شبيه است. من که سال ها است او را مي
شناسم و با کارهايش آشنا هستم، احساس مي کنم
حرف هاي او براي جامعه آکادميک ما بايد بسيار مهم
و جدي تلقي شود چراکه سخن او از مرگ عقل
تهديدي است که جامعه فلسفي ما در حال رفتن
به آن سمت است. پس بايد پذيرفت تامل در باب
جايگاه تفکر در جامعه جدي است و تامل در باب مرگ
تفکر از آن جدي تر.
بازانديشي در تاريخ نگاري فلسفه در ايران
در گفت و گو با کامران فانی

پس از گفت وگو با دکتر عباديان در خصوص ترجمه
آثار هگل به زبان فارسي و استقبال مخاطبان از آن
بر آن شدم تا اين پروژه را جدي تر مورد ارزيابي و
بررسي قرار دهم. از اين رو ی سراغ کامران فاني رفتم.
او اگرچه در مطبوعات در مقام گفت وگو شونده کمتر
ظاهر مي شود اما بنده را به حضور پذيرفت. آنچه
مي خوانيد حاصل همين گفت وگو است. مي خواستم
يک بيوگرافي کوچک از وي به مخاطبان ارائه کنم ولي
احساس کردم باید او را در يک جمله طوري معرفي کنم
که مخاطبان علاوه بر اينکه بدانند او يک کتابدار
حرفه يي است، به عمق خدمات و کارهاي وي در
خصوص ترجمه متون فلسفي به زبان فارسي در
ايران پي ببرند. کافي است شما يک پروژه عظيم
فلسفي يا دانشنامه يي سترگ را بخواهيد
مديريت کنيد و به خوانندگان فارسي زبان تقديم کنيد؛
پروژه يي که ساليان زياد کار و نيروي انساني را
درگير مي کند، از اين روی فاني يکي از معدود گزينه
هايي است در دنياي فارسي زبان که مي تواند اين کار
را براي شما انجام بدهد.
باز اندیشی تاریخ
در گفت و گو با دکتر حسینعلی نوذری
.jpg)
واقعيت اين است که جامعه فکري و فلسفي ما از حيث
وجود منابع فلسفه نظري تاريخ، فلسفه نقادي تاريخ و
فلسفه تاريخ بسيار کاستي دارد و به خاطر ندارم بيش از
دو يا سه ترجمه اثري جدي در اين باب ترجمه شده باشد.
بازانديشي تاريخ عنوان کتابي است از کيت جنکينز که
توسط دکتر حسينعلي نوذري مدتي پيش ترجمه و توسط
انتشارات آگاه روانه بازار کتاب شده است. به دليل اهميت
موضوع و کتاب گفت وگويي را با حسينعلي نوذري در اين
خصوص انجام داديم. نوذري هيچ گاه عادت نداشته و ندارد
در مطبوعات آن هم در مقام کسي که با او گفت وگو
مي شود، قرار بگيرد. از اين رو گفت وگوي ما با ايشان
که به نوعي هم کتبي و هم با شگردهاي خاص صورت
گرفت فقط به خاطر ارزش و حرمت کتاب بود. از دکتر
نوذري کتاب هايي درباره هابرماس، مکتب فرانکفورت،
مدرنيته و پست مدرنيته به چاپ رسيده بود. آنچه مي
خوانيد گفت وگويي است درباره کتاب آخر ايشان به نام
بازانديشي تاريخ.

اخيراً دو کتاب از دکتر سروش دباغ روانه بازار کتاب شده
است که در نوع خود کتاب هاي معتبري مي تواند باشد
چراکه هم به مسائل مختلف از منظر فلسفي نگريسته
و هم توانسته جايگاهي براي اخلاق در بستر تفکر معاصر
تفکرمان ايجاد کند. نام يکي از آنها عام و خاص است و
ديگري امر اخلاقي - امر متعالي نام دارد. به بهانه هردو
اين کتاب ها که از سوي انتشارات پارسه و ديگري هرمس
روانه بازار کتاب شده گفت وگويي را با دکتر سروش دباغ
انجام داده ام.
.jpg)
بابک احمدی و سینما
مطلبی را که می خوانید به پاسداشت حضور
استادبابک احمدی در سال نامه اعتماد نوشتم.
اما نمی دانم که چرا بی دلیل بخشی از آن
سانسور شد. بگذریم لااقل پیش وجدان خودم
راضی هستم که پرت و پلا ننوشته بودم.
تصمیم هم گرفتم که عین مطلب را بگذارم .
آنچه می خوانید متن کامل و نه سانسور
شده مطلب بابک احمدی و سینما است.

دکتر داوری در ساحت تفکر معاصر
در گفتگو با دکتر علی اصغر مصلح

آنچه می خوانید گفتگویم با دکتر مصلح استاد فلسفه
دانشگاه علامه طباطبایی است. در این گفتگو سعی
کردم تا دگتر داوری را از زبان یک شاگرد و یک متأثر در
تفکر داوری جویا شوم. یعنی دکتر داوری سوای انتقادها
و مسایل حاشیه ای، مصلح صبورانه و مثل همیشه آرام
پاسخ پرسش هایم را داد.
روشنفکری و جهان پیرامون
در گفتگو با دکتر سروش دباغ
به بهانه چاپ کتاب ما و جهان نیچه ای که مجموعه مقالات
دکتر بیژن عبدالکریمی در باب نسبت روشنفکری با جهان
پیرامون و رسالتش در برابر پرسش های اساسی جامعه
است با دکتر سروش دباغ به گفت وگو نشستم. قصدم
این بود کتاب عبدالکریمی را که هم یک دانشگاهی است
و هم در جهان روشنفکری ما حرف های زیادی برای گفتن
دارد را کسی نقد کند که او هم به مثابه یک دانشگاهی
و روشنفکر در جامعه ما شناخته شده است. آنچه
می خوانید نقد کتاب دکتر عبدالکریمی ازدیدگاهی تحلیلی
است.
تأمل در دیالکتیک سه جزیی
تنها راه نجات!
در گفتگو با محسن قانع بصیری
اشاره: به راستی تقابل روشنفکران با جهان
پیرامون خودشان چگونه باید باشد؟ به تعبیر
دیگر روشنفکران چه رسالتی در برابر جامعه
خود دارند. آیا روشنفکران ما دراین راستا راه
درست را انتخاب کرده اند. به بهانه چاپ کتاب
ما و جهان نیچه ای که توانسته نکات و
مباحث جدیدی را در فضای روشنفکری جامعه
ما ایجاد کند. برآن شدیم تا بار دیگر روشنفکران
جامعه را در باب نحوه تعامل آنها و مردم و
همچنین نسبتشان با جامعه را مورد ارزیابی و
تعمل قرار دهیم. از این روی به به سراغ یکی
از روشنفکران و اپیستمولوژیست های جامعه
فکریایران یعنی مهندس محسن قانع بصیری
رفتیم تا گفت و گو های مان در این باب را با وی
آغاز کنیم. مهندس محسن قانع بصیری که
جامعه روشنفکری ما او را به عنوان یک فن
سالار تمام عیار و یک روشنفکر می شناسدبه
سئوالات ما از این منظر پاسخ گفت.آنچه
می خوانید مشروح این گفت و گو است.
گزارش بزرگداشت مقام دکتر رضا داوری اردکانی
پاسداشت نیم قرن معلمی
از شلوغی خیابان ولیعصر تقاطع جمهوری که میگذری آن هم راسته
لباس فروشها که اگر دیر وقت هم اگر از آنجا تردد کنی صدای خودت
را هم نمیشنوی، و به خیابان نوفل لوشتا برسی، به ساحت امن
انجمن حکمت و فلسفه ایران میرسی که به طرز باور نکردنی دیگر
از آن همه شلوغی مفتضح شهری خبری نیست. انجمنی که شاید
دیر سالی است به مدد عدم توجه به بارگاه فلسفه تبدیل شده است.
با کمی احتیاط،
زوال سنت آکادمیک در ایران

از نیمه دهه هفتاد به بعد اگر چه ما در یک بلاتکلیفی
سیاسی و اجتماعی به مدد
حضور توهم اصلاحات
به سر میبردیم ولی اتفاقی بس
مبارک و میمون
در سنت علوم انسانی ما بالاخص
در فلسفه،
ادبیات، علوم اجتماعی و
سیاسی رخ نمایان کرد که
از چند حیث قابل تأمل و تعمق
است چرا که نتایج و
اقدامات آن تا به امروز بر جای
مانده و وجود آن تا به
امروز هم ادامه یافته است.
زمینه های پیدایش تفکر سیاسی هگل

آنچه می خوانید متن حرفهایم در نشست فلسفه سیاسی سایت
ادبی والس در خصوص زمینه یا مولفه های اولیه و تأثیر گذار در
تفکر سیاسی هگل بزرگ است.
بطوركلي کار بر روی هیچ فلسفه ای به ويژه تفکر سترگ هگل جز
با تعمق و درك تاريخ، فرهنگ، زبان، مولفه های ذهنی و سنت
آن فيلسوف امكان پذير نيست. فهم فلسفة هگل نيز جز با فهم
تاريخ و فرهنگ آلمان و زبان آلماني غیر ممکن است.
هستی و زمان

به بهانه انتشار ترجمه هستی و زمان به زمان به فارسی و از سوی
انتشارات ققنوسَ به خدمت سیاوش جمادی رسیدم. مترجم و متفکر
آزاده بزرگی که که از سر ادب و تواضع و محبت بی دریغش هیچگاه
به کودکانی چون من که تنها مشتاق فلسفه ایم نه نگفته. و متأسفانه
برخی از تنگ نظران این خصلت استاد را به حساب غرورش
می گذارند.اما جمادی ورای همه این حرف ها به کارفلسفی اشتغال
دارد َبدون هیچ چشم داشتی از کسی. و قابل توجه دوستان فرهنگی
که َسیاوش جمادی از فرط کاربر روی ترجمه هستی و زمان بسیار
خسته و تاحدودی بیمار شده بود. به امید روزی که مدعیان فرهنگ
قدر این همه زحمت را بدانند.
و به امید سلامتی و بهبودی این متفکر معاصر.
کدام مخاطب!
در گفتگو با دکتر محمد رجبی
محمد رجبی را 9 سال بود ندیده بودم. وقتی به مناسبت چاپ ویژه نامه فردید به دفتر
فیلسو فی دور و نزدیک
آنچه می خوانید گفتگویی است با دکتر پرویز ضیاء شهابی یکی از اساتید فلسفه و از هایدگر
شناسان تاثیر گذار ایرانی است در باب تفکر و ویژگیهای شش دکتر فردید. چرا که وی سال ها در نزد
ایشان فلسفه آموخته و از تفکر او تاثیرات بسیاری پذیرفته است. از این روی شاید این
مصاحبه از دید شهابی ادای دینی بسیار ناچیز در حق استاد باشد.پرویز ضیاء شهابی
به سال 1322 به دنیا آمد . در دانشگاه های تهران و فرایبورگ فلسفه خواند .
ازمهر 1352 تا مهر 1382 در دانشگاه فردوسی مشهد در مقام استاد فلسفه
به مدت سی سال تدریس فلسفه کرده و پس از بازنشستگی و عزیمت به
هم اکنون در همانجا به تدریس اشتغال دارد.این مصاحبه را برای ماهنامه
خردنامه تهیه کردم و استاد هم از سر لطف با بنده سر میز مصاحبه نشست.
فوکو فیلسوفی شبیه همه و هیچکس
تاملی در انسان شناسی فوکو

مقدمه: سخن ازفلسفه پست مدرن، بنیانها و همچنین شالوده اینگونه ازتفکر است. مقوله
ای که همپای شاکله سایر نحله های فلسفی که امروزه مطمح نظر خود را، انسان و مفاهیم
پیرامون آن قرار داده اند، رخ می نمایاند. انسان در تفکر پست مدرن، سیاست، پست
مدرنیته، هنر پست مدرن، ادبیات پست مدرن، جهان ارتباطات و دنیای پست مدرن و .... .
در نتیجه اگر خواستار آن باشیم که تعریف خاصی از این مقوله ارائه دهیم شاید به تعریفی
روشن و مطمئن آنطور که از دوره و فلسفه کلاسیک یا مدرن ارائه می دهیم، نرسیم. چرا که
پست مدرنیسم در قالب خود سنت و نحله فکری تحریک کننده و در عین حال بی راه
کننده ای است. (هم در معنای سلبی و هم در معنای ایجابی کلمه)و به تعبیری می توان
گفت: که پست مدرنها، در یک فرایند تغییر تمام عیار، نسبت به دوران مدرن قرار دارند.
حزب به مثابه ساختار
تاملی در ریخت شناسی احزاب ایرانی
مقدمه: سال 83 وقتی این مطلب در روزنامه شرق به چاپ رسید هرکدام از دوستان که از راه رسیدند متلک جانانه ای حواله ما کردند که: مفت نمی ارزد،بیشتر مطالعه کن جوان، ماکه هیچی نفهمیدیم و امثالهم. بگذریم ، چیزی که از آن روز تاکنون اصلا تغییری نکرده ساختار حزبی احزاب ما است. به خاطر همین تصور می کنم آن مقاله با مقداری تغییر هنوز هم مصداق عینی کارکرد احزاب ما در زمان کنونی باشد.
در گفتوگو با سياوش جمادي
هايدگر و نازيسم
مارتين هايدگر فيلسوف بزرگ معاصر به علت وسعت تفكر و اقداماتش هميشه در بوته ی نقد بسياري از متفكران و صاحبنظران قرار گرفته است. بعضي اصالت اصلي را به تفكرش دادهاند و برخي اقداماتش در جهت حمايت از هيتلر و نازيسم را سرلوحهء كار خود قرار دادهاند اما همهء مساله اين هست و اين نيست.چه بسا بسياري، هم به تفكرش با ديد احترام نگريستهاند و نقد كردهاند و هم اعمال و اقداماتش را فراموش نكردهاند. دستهء سوم شايد بسيار منصفانهتر باشد. كارل ياسپرس و ميگل دبستگي در حق هايدگر گفتهاند كه عمل و نظر متفكر را نميتوان جدا از هم دانست و چه بسا بايد ريشههاي اعمال هايدگر را در افكار و تفكر او جستوجو كرد.سياوش جمادي مترجم كتاب هايدگر و سياست نوشته ميگل دبستگي،در گفتوگوي حاضر به تشريح اين موضوع ميپردازد.این گفتگو را مدتها پیش با سیاوش خوان کردم و یک بار هم در روزنامه سرمایه به چاپ رسیده است .
شرمنده از پيتزا پپروني آقايان!
نقدي بر مقالهي شرمنده از قورمهسبزي ليبراليسم
اشاره: روزی که این مطلب را به نیت و سفارش علیرضا کرمانی عزیزم برای ماهنامه نامه نوشتم، جو طوری بود که همه باید مدافع اکبرآقا می بودیم و احیانا هیچ مطلب تندی هم درباره نظرات وی نمی نوشتیم، القصه مطلب من هم چاپ نشد و مجید تولایی عزیزم منو مجاب کرد که بی خیال. بگذریم. الان که فرصتی به دست داد عین مطلب را نقل می کنم.
| ||
|
اشاره: جريان روشنفكري ديني ايران در دو دههي اخير با چالشها و فرازونشيبهاي فراواني روبهرو شده است. خواه اين چالشها حركتهايي روبهجلو باشد و خواه گونهاي پسرفت معرفتي و عملكردي را در كارنامهي جريان روشنفكري ديني بههمراه داشته باشد. ماهيت اين بحران يا بهتعبيري موقعيت خاص وقتي بيشتر رخ مينماياند كه احساسكنيم جامعه با يك خلاC فكري منسجم و غني در حوزهي انديشه و معرفت ديني و چهبسا عملكرد اجتماعي، فرهنگي و سياسي مواجه باشد. ازاينروي احساس ميشود عرصه، عرصهي عمل است و زمان پشت ميز نشستنها و مدام تئوري و نظريه نوشتنها به سرآمده باشد؛ چراكه جامعه نيازمند و متوقع است، فلاسفهي متفكر بايد ميز و نيمكتها را رهاكنند و بهفكر راهكارهاي جدي براي متعلق شناسايي خودشان يعني انسان، اجتماع و دين باشند. از سوي ديگر روشنفكران ديني بايد مدام خود را بازخواني و نقادي كنند تا بتوانند مدعي آن باشند كه در جامعهي ديني و ديندار هنوز ميتوانند زمينهساز تحولاتي بس عظيم باشند. راهي بس سخت و طولاني است و اين ميسر نخواهد شد مگر آنكه ساير جريانهاي فكري هم به خانهتكاني اساسي دست بزنند تا در سالهاي آينده از آنها جُز نامي در كتابهاي تاريخ يا در حافظهي بلندمدت كهنسالان جامعه چيزي باقي نمانده باشد. اگر غير از اين باشد، بايد ديد كه در آيندهاي نهچندان دور، زنگها براي كه بهصدا درميآيند. در "نامه" بنا را بر آن گذاشتهايم كه اينبار نقد جدي و شايستهاي از روشنفكري ديني در ايران ارايه دهيم و با نشستهايي كه با اصحاب فكر و قلم در اين زمينه داريم، بتوانيم هم وظيفهاي انجام داده باشيم و هم بتوانيم ولو اندك تأثيرگذار و تأملبرانگيز باشيم. اميد آنكه بتوانيم. |
| ||
| اشاره: گفتوگو با تقي رحماني را با اين نقل قول تمامكردم؛ و چون احساسكردم كه شايد خيلي ارزشمند باشد، ترجيح دادم آنرا در ابتداي مصاحبه بياورم. محمدحسين ملاير مديرمسؤول و سردبير ماهنامهي "فكر نو" كه متأسفانه مثل خيلي از نشريات ارزشمند ديگر روشنفكري اين مرزوبوم، مشكلات امانش را بريد، در شمارهي اول (ديماه 77) از ديدارش با دكتر علي شريعتي در زندان در سرمقالهاش نوشت كه وقتي دوست ماركسيست ما به شريعتي گفت كه شما با سخنرانيهاي خود سوپاپ اطمينان رژيم شاه ميشويد. دكتر پُكي به سيگارش زد و گفت: "تو از فقر تاريخي روشنفكري غافلي، روشنفكر ما بيشتر از هرچيز به دانستن و خوب فكر كردن نياز دارد. بيراهه نرو"! آري! بهراستي اگر اين كلام دكتر درك ميشد. ما هم امروز ضرورت احساس نميكرديم كه در سرويس انديشهي ماهنامهي "نامه" جريان نقد روشنفكري بهراه بيندازيم و به مسايلي خيلي متفاوتتر ميپرداختيم. بگذريم! آنچه ميخوانيد گفتوگويي است با تقي رحماني در باب تفكر شادروان شريعتي به مناسبت سالگرد وفاتش. آنچه فكر ميكنم اين گفتوگو را زيبا كرده، ديدگاه تقی عزیزم از منظري انتقادي و منصفانه است. |