|
|
در گفت وگو با دکتر رئيس دانا در باب مفهوم
طبقه سعي کردم در يک ساختار واحد و
منسجم بحث نکنم يعني هم به بحث ها و
سير تطور مفهوم طبقه در ايران بپردازم و
هم به جايگاه اين مفهوم در جهان نظر
داشته باشم. آنچه مي خوانيد حاصل همين
گفت وگو است.
زود مرگی ناشی از هر روز مرگی
یادم می آید چند سال پیش با یکی از دوستانم برای گرفتن
یک مصاحبه به خدمت استاد محمود استاد محمد رفته بودیم
تا در مورد کاری که روی پرده داشت باهم صحبت بکنیم. در
میان گفتگو استاد محمد به مثالی اشاره کردکه نه تنها جالب
بلکه بسیار هم دردناک بود. او که از نبود امکانات موجود در
جامعه خودمان برای هنرمندان گله می کرد، می گفت: در
کانادا وقتی یک فارغ التحصیل رشته تئاتر بخواهد یک
نمایشنامه بنویسد که مثلاً در آلاسکا اتفاق افتاده، دولت
هزینه چند ماه اقامت او را در آلاسکا پرداخت می کند تا
هنرمند در شرایط مورد نیازش تنفس کند تا فضا را بهتر
بشناسد. بعد ازاتمام کار بودجه لازم برای ساخت یک تئاتر
با کیفیت بالا را متقبل می شود.
وقتی که زمان بهربرداری از پروژه مذکور رسید دولت در آن
شریک شده وحق خود را برداشت می کند. ولی اگر پروژه
با شکست مواجه شود، هیچگاه هنرمند با سرزنش یا تحریم
مواجه نمی شود و جامعه هنری یا دولتی وی را طرد
نمی کنند. یعنی برای او ذهنیتی خراب به بار نمی آورندکه
دیگر نتواند کار بکند بلکه او را ملزم به این می کنند که
خلاقیت خود رابیشتر به کار بگیرد.
هامارتیای روشنفکری در ایران
تأملی در ریخت شناسی روشنفکری و مردم در ایران

ژان فرانسوا بودریار فیلسوف فقید فرانسوی که برحسب عادت همه چیز
را از لبه تیغه بس برنده نقادی منحصر به فردش می گذراند در جایی از
مجموعه آثارش(1)، شرایطی را تصور کرده و به تصویر می کشد که در
آن وضعیت، فردی لبه پرتگاه را گرفته در حال سقوط است. در چنین
شرایطی (شخص) روشنفکری در حال مشاهده فرد است. شخص از
روشنفکر استمداد و کمک می طلبد در حالی که روشنفکر مشغول تأمل
در باب مسئله سقوط فرد است. بودریار این وضعیت را تا جایی به جلو
می برد که افراد جامعه یا به تعبیری هم نوعان فرد به کمکش می آیند و
او را نجات می دهند. و در تصویر آخر ما می بینیم که صحنه پرتگاه
خالی است و هیچکس حضور ندارد اما روشنفکر هنوز به تنهایی مشغول
بررسی وضعیت و چگونگ سقوط فرد است تا راهی برای نجات وی
تاملی در باب حقیقت از نظر
ژان بودریار

ژان بودریار فیلسوف و متفکر نامی اروپایی (فرانسوی)در 20 ژوئن 1929 به
دنیا آمد و چندی پیش در مارس 2007میلادی چشم از جهان فرو بست . وی
از نظریه پردازان بدیع ساختار گرایی و پست مدرنیته بود و به زعم بسیاری
از بزرگان هیچکس به مانند وی نمی توانست پدیده های مدرن را مورد نقد ویا به تعبیری بهتر ، به باد انتقاد بگیرد.
عکاسی بسیار زبردست و حرفه ای بود) از جمله نظریات بزرگ وی می توان
به نظریه وانمایی یا به تعبیری عام ترشبیه سازیsimulation و مفهوم hyper-reality
فرا واقعیت و یابه تعبیری عام تر ابر واقعیت اشاره کرد. از محبوبیت این مرد
بزرگ در اذهان همه منتقدان راستین همان بس که هنگامی که برج های
دوقلو در آنی دود شدند وبه هوا رفتند بسیاری از مردم دنیا منتظر ارایه
نظرات وی بودند. چرا که در سال 1991 شاهد نظرات بکر وی در خصوص
جنگ خلیج در رساله جنگ خلیج هرگز رخ نداده است، بودند. در این مقاله
گوشه هایی از نظریات وی را مورد بررسی اجمالی قرار می دهیم.
برمدار مدرن
در گفتگو با دکتر محمد علی محمدی
آنچه ميخوانيد گفتوگويي است با دكتر محمدعلي محمدي كه مدتها پيش در ماهنامه نامه صورت گرفته بود. اما مباحث طرح شده در آن بهاندازهاي بهروز است كه هنوز ميتواند براي مخاطب تازگي داشته باشد. دكتر محمدعلي محمدي (متولد 1340) دكتراي خود را از دانشگاه جواهر لعل نهرو در كشور هند گرفته است. عنوان پاياننامهي وي "توسعه و تغييرات اجتماعي در ايران بعد از انقلاب" است.
| ||
|
اشاره: آنچه ميخوانيد، چهارمين گفتوگو از مجموعه پروژهي چالشهاي امروزي روشنفكري ديني در نشريهي "نامه" است كه قراربود در دو بخش از نظر خوانندگان نامه بگذرد ولی با تعطیلی نامه این پروژه هم ناقص ماند. در بحث حاضر چنانكه مقدمات آن در سه گفتوگوي گذشته چيدهشد، از چهرهها و شخصيتهاي بارز جريان روشنفكري در ايران و نيز جريانهاي غالب تفكر غربي سخن بهميان آمد. "مارتين هايدگر" چهرهاي كه تأثير بسيار عميقي در جريان تفكر معاصر ما دارد، اينبار نه از منظري كاملاً موافق، بلكه از منظري كاملاً انتقادي مورد بررسي قرار ميگيرد. چرا كه وي تأثير زيرساختي و بسيارعميقي بر رفتار و عملكردهاي فكري و فرهنگي طيف وسيعي از روشنفكران در ايران گذاشتهاست. حال ما نه از منظر دفاع يا تخريب بلكه صرفاً از منظر نقد، به بررسي اين مهم ميپردازيم. انتخاب سياوش جمادي براي اين گفتوگو بهايندليل بوده است كه: |