تبليغاتX
عقل افسرده
وبلاگی فلسفی، انتقادی و اجتماعی

 

چند پرده از زندگي يک روشنفکر

 

 

حکایت روشنفکری ما یه وقت هایی هم اینطوریه. البته من طنزش کردم و کلی هم پرو بال

 

بهش دادم. در این مطلب از اسم کوچک آیدین نامغ و سعید طبا طبایی استفاده کردم که

 

به کسی هم برنخوره و خدایی نکرده ...................... بگذریم. ولی واقعیت این است که

 

روشنفکری ما هم پاشنه آشیلی دارد که یا نمی خواهد از آن دل بکند و یا در گیرو دار آن

 

است. پس وای به حال آنهایی که به این امامزاده دخیل بستند. 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 12:35  توسط محمد میلانی  |